حاج ملا هادي السبزواري
463
شرح مثنوى
( ( 3288 ) ) مصطفى فرمود خود كى هر نبى * كرد چوپانيش برنا يا صبى ن 1203 3 - ك 400 32 برنا : جوان . ( ( 3293 ) ) حلم موسى وار اندر رعى خود * او بجاى آرد به تدبير و خرد ن 1203 8 - ك 400 35 رعى : شبانى . ( ( 3296 ) ) خواجه تو بارى درين چوپانيت * كردى آن چه كور گردد شانيت ن ندارد - ك 400 36 شانى : دشمن . قال تعالى : * ( « إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اَلأَبْتَرُ » 108 : 3 ( 1 ) . ( ( 3305 ) ) حاش لله تو برونى زين جهان * هم به وقت زندگى هم اين زمان ن 1203 20 - ك 401 1 هم به وقت زندگى : چه روح قدسى و عقل بالفعل عوض مكان در جبروت است و عوض زمان در دهر ايمن اعلى . كه دهر در لسان ابناء حقيقت به معنى وعاى مجرّدات و ثابتات است - نه به معنى زمان . و بدل جهت در علوّ معنوى و مرتبهء عنديّت مليك مقتدر . و ابدال اخلاد بسوى ارض بدن به قيام عند الله عوض وضع جسمانى است . ( ( 3307 ) ) جسم سايه سايهء سايه دلست * جسم كى اندر خور پايهء دلست ن 1203 22 - ك 401 2 جسم سايه : سه سايه عبارت است از بدن كثيف عنصرى ، كه وعاى است به تجاويف دِماغ و قلب و اعصاب و شرايين و آورده و غير اينها ، از براى بدن لطيف كه روح بخارى است . و تعلَّق نفس ناطقه به اوّل ، به سبب ثانى است . پس اين دو سايه باشد . و سايهء سوم ، قالب مثالى ، كه در خواب و حالت غيبت و نحو آن ، آدمى خود را در آن مىبيند و به آن سيرها مىكند . وجه ديگر آن كه سه سايه ، سه لطيفهء اوّل از لطايف سبع كه طبيعيه و نفسيه و قلبيه - نيز و ليكن در اوايل كه ظلمتى نفسانيه در مقام قلب هنوز هست - باشند از براى قلبِ ازهرِ اَجرَد كه در حديث نبوى اشارت به او شده . ( ( 3310 ) ) روح چون مِن اَمرِ رَبّى مختفى است * هر مثالى كه بگويم منتفى است ن 1204 3 - ك 401 3
--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء كوثر ، آيهء 3 . .